زخمِسنجاق-وارهها (چِسْواف ی. کُزْوُفْسْکی، ۱۹۱۲) ترجمۀ عیلان دیگرین آه ازینرنجهای خُرد، که –شگفتا! همه– رو سوی دل دارند! رنجهایی چندانکوچک که –براستی، حتّی– کلامی نمیارزند. لیکن همینزخمهای کوچکند که مرا میخِلَند و نمیهِلَند، تا دردهایی بهتر و برتر را…
