در شهر همه از دراگوایل دوری میجستند، با او حرف نمیزدند و موقعی که برحسب اتفاق در خیابان میدیدندش از او روی برمیگرداندند. این موضوع بسیار آزارش میداد، اما درک میکرد که مردم حق دارند. از آنها دلگیر نمیشد و…


در شهر همه از دراگوایل دوری میجستند، با او حرف نمیزدند و موقعی که برحسب اتفاق در خیابان میدیدندش از او روی برمیگرداندند. این موضوع بسیار آزارش میداد، اما درک میکرد که مردم حق دارند. از آنها دلگیر نمیشد و…