فرهنگسرای اسپرانتو در ایران

دو شعر کوتاه از زامنهوف

پس از خلق اسپرانتو، مبدع آن زبان را با اولین آثار خود در بوته آزمایش قرار داد. در (Unua Libro  ۱۸۸۷) دو شعر از وی منتشر گردید: Mia penso و Ho mia kor. با توجه به گرایش‌های پیش از مدرنیسم ادبیات جهانی – که در ادبیات لهستان نیز موجود بود – برای نویسنده مهم‌ترین چیز ایده‌ها و افکار خود بود. اذعان روشن، مستقیم و صمیمی توان صورت‌های شعری را سرآمد می‌کند. زامنهوف نه مثل یک هنرمند حکاک که به‌عنوان مریدی فداکار در جهت آرمان خود خدمت کرد:

فکر من و رنج
و دردها و امیدها!
چه چیزی را من داشتم عزیزترینم را
جوانی‌ام را – من گریان
در قربانگاه گذاردم
از وظیفه‌ای تحت امر
آتشی را من از درون حس می‌کنم
چیزی مرا به‌صورت جاوید به جلو می‌راند.

شعری کوتاه و قویاً تأثیرگذار در خوانندگان Ho mia Kor هنوز هم قویدلی‌ها، تردیدها و امیدهای استاد را منعکس می‌کند:

آه، قلب من!
پس از کاری طولانی
آیا من مغلوب نخواهم کرد در ساعت مهر پایان نهادن!
کافی است!
آسوده باش از نبرد
آه قلب من!

بهترین حاشیه‌نویسی را درباره این شعر خود نویسنده در نامه‌اش به بروکو  داشته است:
«احساس کردم مقابل روبیکن ایستاده‌ام و وقتی بروشورم چاپ شود دیگر امکان بازگشت نخواهم داشت، احساس کردم تمام راحتی آینده خود و خانواده‌ام را روی این کارت می‌گذارم، ولی نتوانستم این ایده را کنار بگذاریم؛ایده‌ای که با جسم و خون من یکی شده و من از میان روبیکن عبور کردم.»

الهام خانیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

6 + هشت =