فرهنگسرای اسپرانتو در ایران

ترانه: می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم


می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم آقای لودویک
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم با این ترانه
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم پزشک پیر
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم دکتر اسپرانتو

به خاطر “قلب سبز” یولی*
وسعتِ قلبِ کالومان**
به خاطرِ کنگره در ورشو
به خاطرِ گردهمایی در ژاپن

می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم آقای لودویک
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم با این ترانه
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم پزشک پیر
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم دکتر اسپرانتو

به خاطرِ دوستانی از فرانسه
از آلمان و کانادا
از ایتالیا و مجارستان
به خاطرِ زیبا رخی از بلگراد

می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم آقای لودویک
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم با این ترانه
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم پزشک پیر
می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم دکتر اسپرانتو

به خاطرِ نوآموزی جوان
به خاطرِ آهنگ دل‌انگیز برادری
چون همه به لطف اسپرانتو ممکن شد
چون همه‌ی این‌ها با سپاس از تو ممکن شد

* اشاره به نویسنده‌ی برجسته‌ی اسپرانتو یولی باگی
** اشاره به دیگر نویسنده‌ی برجسته‌ی اسپرانتو که دوست یولی باگی بوده،
 کالومان کالوچای که هر دو مجارستانی هستند و در ادبیات اسپرانتو صاحب
 سبک و مکتب ادبی هستند.

این ترانه را گئورگ هاندزلیک Georgo Handzlik شاعر و آوازخوان اسپرانتو برای زامنهوف خوانده است. مفاهیم این ترانه کاملاً درونی هستند، کسی که اسپرانتو می‌داند و با دنیای اسپرانتو آشناست می‌تواند از ظرایف نهفته در ترانه لذت ببرد.

برگردان از اسپرانتو: رضا ترابی +

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + چهارده =