‘Senfina liberec آهنگی است که به مناسبت سومین کنگرهی ملی اسپرانتو در ایران توسط Adamido Zima سروده و ساخته شده است.این برای اولین بار است که یکی از اسپرانتودانان جوان ایرانی خواننده ترانهی اسپرانتویی است که شعر و آهنگ آن…

حجاب سکوت
«حجاب سکوت » نوشته Djura با ترجمهی Henri Castiau به زبان اسپرانتو در سال ۱۳۹۳ توسط نازی صولت به فارسی ترجمه شده است و اختر اعتمادی آن را ویراستاری کرده است اما به علت حاکمیت سانسور ایدئولوژیکی امکان انتشار کلاسیک…

خدا را شکر
ادموند گریملی اِوانس ترجمه به فارسی: بهار مرادی ♦ ماریا از پله ها بالا رفت، به سمت بخش بیماران سرطانی. جایی که پله ها به سمت چپ میچرخید، از فرط خستگی لحظهای ایستاد. ده ساعتی بود که روی پاهایش ایستاده بود،…

کتاب ماهیگیر و همسرش
ماهیگیر و همسرش عنوان کتابی است که در “کارگاه ترجمه” به سرپرستی امیر فکری منتشر شده است. روی تصویر کلیک کنید و کتاب را بخوانید! دربارهی کارگاه ترجمه کارگاه ترجمه، یک گروه مجازی است. هدف از ایجاد این گروه یادگیری…

زامنهوف به روایت زامنهوف
چه کسی بهتر از خود زامنهوف میتواند روایتگر زندگیاش باشد؟ از این رو من کار خاصی نکردم جز به اشتراک گذاشتن نامهای که زامنهوف ۲۱ فوریه ۱۹۰۵ به میشو[۱]، رئیس گروه بولونیا، نوشت و تاکنون جایی منتشر نشده است. «دوست…

زخمسنجاق-وارهها
زخمِسنجاق-وارهها (چِسْواف ی. کُزْوُفْسْکی، ۱۹۱۲) ترجمۀ عیلان دیگرین آه ازینرنجهای خُرد، که –شگفتا! همه– رو سوی دل دارند! رنجهایی چندانکوچک که –براستی، حتّی– کلامی نمیارزند. لیکن همینزخمهای کوچکند که مرا میخِلَند و نمیهِلَند، تا دردهایی بهتر و برتر را…

سفرِ سبزِ پیدایش/ داستان سبزِ آفرینش
در آغاز، آن رازِ روحانی «ولاپوک» را آفرید. «ولاپوک» بیشکل و مغشوش بود و درونش تاریک. راز روحانی فرمود:«روشن شو!» و اسپرانتو شد و خدا اسپرانتو را پسندید و آن را از ولاپوک جدا کرد. و خدا اسپرانتو را روز…

فراموشی
فراموشی (چِسْواف ی. کُزْوُفْسْکی، ۱۹۱۲) ترجمۀ عیلان دیگرین بر برکهای در درّهای خوابیده ظلّ هور و باد، از دست پاییزی رها شاخهگلی پژمرده. مَر برکه را اعجاز نه گر چون گلی شکفته، آن مردهگل بیکیفری بر آب گردد غوطهور.…

سرود قایقران
سرود قایقران (یولیو باگی، ۱۹۲۲) ترجمۀ عیلان دیگرین شیرین بخواب، یارا، در قایقی، –نگارا، بر آبهای دریا شیرین بخواب یارا… شیرین بخواب یارا… میدرخشد ستارهای کِهین ما را نگاه میکند ما را نگاه میدارد از فراز این گنبد…

آه ای دل من
آه ایدل من (لودْویک لایْطْسِر زامِنهوف، ۱۸۸۷) ۲ ترجمه از دکتر حسین وحیدی و عیلان دیگرین *** ۱- ترجمۀ دکتر حسین وحیدی آه، دل من، با ناآرامی مَزَن، حالا از سینهی من مَپَر! من خود را بهآسانی نمیتوانم نگهدارم، آه،…