فرهنگسرای اسپرانتو در ایران

آنتونی گرابوفسکی

گرابوفسکی به جهت هنر ترجمه خود مشهور شد. درام Mezepa از J.Slowacki، اپرای هالکای از Wolski  Moniuszko با ترجمه‌های مناسب و مهارت و غنای زبانی متمایز می‌شود. El paranaso de popoloj (۶ اثر به زبان‌اصلی و ۱۱۰ ترجمه از ۳۰ زبان) باموفق‌ترین بخش لهستانی (مجموعه شعر En Svisujo از Stowacki ترجمه‌هایی از میکسیه ویچ) اوزان فراوان و قافیه‌های متغیر و غنی‌ای را ارائه می‌دهد. اما اوج هنر وی ترجمه شعر حماسی آقای تادئو (۱۹۱۸) است که شاعر در آن زبان شعری را تکمیل کرد. وفادار به قالب گسترده (آلکساندر لهستانی، ۱۳ سیلاب، ۶+۷) «مجموعه نوول تاریخ سال‌های ۱۸۱۱ و ۱۸۱۲در ۱۲ کتاب به‌صورت شعر» با فضایی حفظ‌شده، با جسارت و کلمه یابی خودنمایی می‌کند. بیش از ۲۰۰ کلمه جدید، به فرهنگ PIV وارد شد. برخی یافته‌ها به‌طور کلی تحت استفاده قرار گرفت، به‌طور مثال:Ĉi به‌جای Ĉi tiu، فعل دار کردن مستقیم اسامی [حیوان] Vundas، [Kreskajo]، Flamas، فعل دار کردن مستقیم صفت‌ها: [[arbaro] nigrus، [Suno] rugas، استفاده از پایانه‌های اسامی اسپرانتویی: per pensoj plenigi lokon و per okul sciigi. گرابوفسکی در باقی ترجمه‌ها نبوغ کمتری از خود بروز دارد.
شعر خیلی مشهور او “Tagiĝo” در حقیقت سرود دوم اسپرانتودانان محسوب می‌شود:

پس از نبردی طولانی، رنجی تلخ
حالا دیگر پرچم ستاره سبز در باد می‌لغزد!
زبان مبارک به ما ارائه می‌دهد
هدیه‌ای شگفت و آسمانی
روز، روز پرتو می‌افکند در حلقه دوستان
سایه‌های شب دور می‌شوند از دنیا!

شعر Nokto Senstela به خوبی از گرایش‌های ادبیات مدرنیسم بهره می‌برد و به‌طور نمادین سرنوشت انسان را با سایر موجودات طبیعت مقایسه می‌نماید. شعر Velga قصه‌هایی مملو از معجزه و چیزهای شگفت‌انگیز ارائه می‌دهد.

شمال نامهربان است
از فضای دور
به ساحل سنگی روان است
دریای یخی بیکران
آه ایوالدو عزیزم
او ناگاه فریاد زد و دراز کرد
دست‌هایش را که به ناگاه معلق بود
در هوایی دریایی، سرد 
او یک مرغ دریایی سپید شد
او ظاهر می‌شود، ناپدید می‌شود
و آرزو می‌کند و رنج می‌کشد
به خاطر درد، ناامیدی
و با ناله خود
گویا او به خدا شکوه می‌کند.

 

برگردان: الهام خانیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 20 =