گرابوفسکی به جهت هنر ترجمه خود مشهور شد. درام Mezepa از J. Slowacki، اپرای هالکای از Wolski – Moniuszko با ترجمههای مناسب و مهارت و غنای زبانی متمایز میشود. El paranaso de popoloj (6 اثر به زباناصلی و ۱۱۰ ترجمه از ۳۰ زبان) با موفقترین بخش لهستانی (مجموعه شعر En Svisujo از Stowacki ترجمههایی از میکسیه ویچ) اوزان فراوان و قافیههای متغیر و غنیای را ارائه میدهد. اما اوج هنروی ترجمه شعر حماسی آقای تادئو (۱۹۱۸) است که شاعر در آن زبان شعری را تکمیل کرد. وفادار به قالب گسترده (آلکساندر لهستانی، ۱۳ سیلاب، ۶+۷) «مجموعه نوول تاریخ سالهای ۱۸۱۱ و ۱۸۱۲ در ۱۲ کتاب بهصورت شعر» با فضایی حفظشده، با جسارت و کلمه یابی خودنمایی میکند. بیش از ۲۰۰ کلمه جدید، به فرهنگ PIV وارد شد. برخی یافتهها بهطور کلی تحت استفاده قرار گرفت، بهطور مثال: Ĉi بهجای Ĉi i tiu، فعل دار کردن مستقیم اسامی [حیوان] Vundas، [Kreskajo]، Flamas، فعل دار کردن مستقیم صفتها: [[arbaro] nigrus، [Suno] rugas، استفاده از پایانههای اسامی اسپرانتویی: per pensoj plenigi lokon و per okul sciigi. گرابوفسکی در باقی ترجمهها نبوغ کمتری از خود بروز دارد.
از فضای دور
به ساحل سنگی روان است
دریای یخی بیکران
آه ایوالدو عزیزم
او ناگاه فریاد زد و دراز کرد
دستهایش را که به ناگاه معلق بود
در هوایی دریایی، سرد
او یک مرغ دریایی سپید شد
او ظاهر میشود، ناپدید میشود
و آرزو میکند و رنج میکشد
به خاطر درد، ناامیدی
و با ناله خود
گویا او به خدا شکوه میکند.