نویسنده: یولیان مودست روسن با خود گفت، نورا چیزیش شده. غمگین بود و کمی عجیب. در دنیای خود سیر میکرد. وقتی روسن چیزی میپرسید ملتفت نمیشد و باید دو سه بار آن را تکرار میکرد. از اینکه او را اینگونه…


نویسنده: یولیان مودست روسن با خود گفت، نورا چیزیش شده. غمگین بود و کمی عجیب. در دنیای خود سیر میکرد. وقتی روسن چیزی میپرسید ملتفت نمیشد و باید دو سه بار آن را تکرار میکرد. از اینکه او را اینگونه…

«کامیلا و آدمهای متفاوت» عنوان کتابی از نویسنده لهستانی پشمیسواو پاول گژیبفسکی (Przemysław Paweł Grzybowski) میباشد که ترجمه فارسی آن توسط “ترجمه سرای اسپرانتو” بر اساس نسخه ترجمهشده از لهستانی به اسپرانتو تنظیم گردیده است. نویسنده این اثر در پیشگفتار…

چه کسی بهتر از خود زامنهوف میتواند روایتگر زندگیاش باشد؟ از این رو من کار خاصی نکردم جز به اشتراک گذاشتن نامهای که زامنهوف ۲۱ فوریه ۱۹۰۵ به میشو[۱]، رئیس گروه بولونیا، نوشت و تاکنون جایی منتشر نشده است. «دوست…

چیزی به اسم فرهنگ اسپرانتو وجود دارد؟ این یکی از سوالات معمول اسپرانتودانان است. به باور بسیاری از ایشان، اسپرانتو فرهنگی کاملا مستقل و ویژه خود دارد. زیرا اسپرانتو با پشت سر گذاشتن بیش از یک قرن از عمر خویش،…