فرهنگسرای اسپرانتو در ایران
سفرِ سبزِ پیدایش/ داستان سبزِ آفرینش
سفرِ سبزِ پیدایش/ داستان سبزِ آفرینش

سفرِ سبزِ پیدایش/ داستان سبزِ آفرینش

در آغاز، آن رازِ روحانی «ولاپوک» را آفرید. «ولاپوک» بی‌شکل و مغشوش بود و درونش تاریک. راز روحانی فرمود:«روشن شو!» و اسپرانتو شد و خدا اسپرانتو را پسندید و آن را از ولاپوک جدا کرد. و خدا اسپرانتو را روز…

دو شعر کوتاه از زامنهوف

پس از خلق اسپرانتو، مبدع آن زبان را با اولین آثار خود در بوته آزمایش قرار داد. در (Unua Libro  ۱۸۸۷) دو شعر از وی منتشر گردید: Mia penso و Ho mia kor. با توجه به گرایش‌های پیش از مدرنیسم…

شعری از ماریا هانکل
شعری از ماریا هانکل

شعری از ماریا هانکل

 ماریا هانکل (۱۹۲۹- ۱۸۸۴) Maria Hankel آلمانی‌تبار، رئیس انجمن ادبی اسپرانتو اشعاری را در بسیاری از نشریات اسپرانتو به چاپ رساند.La simbolo de pamo و Sableroj جداگانه منتشر شدند. در کنگره جهانی اسپرانتو در بارسلونا در سال ۱۹۰۹ او اولین…

شعری از ادموند پریوات
شعری از ادموند پریوات

شعری از ادموند پریوات

ادموند پریوات (۱۹۶۲- ۱۸۸۹) Edmod Privat سوئیسی فرانسه زبان، اسپرانتو دان برجسته و دانشمند همچنین نویسنده و مؤلف شعر به زبان‌اصلی (Tra l’silento ) و درام افسانه‌ای Ginevra   ۱۹۱۳  می‌باشد. از آثار او درام ساخته شده بر مبنای قصه جهانی درباره…

شعری از آبرهام کوفمان
شعری از آبرهام کوفمان

شعری از آبرهام کوفمان

آبرهام کوفمان (۱۹۴۰-۱۸۶۵) Abraham Kofman روس تبار یهودی، مترجم Heine ، هومر (بخش ایلیاد)، بایرون (“Kain”)، گوته (بخشی از Faust )، Beaumarchais (Edzigo de Figaro ) به‌صورت اورجینال گونه‌ای شعر داستان گونه “Filino de Iftah “، داستانی از معبد انجیلی…

دو شعر از آنتونی گرابوفسکی
دو شعر از آنتونی گرابوفسکی

دو شعر از آنتونی گرابوفسکی

گرابوفسکی به جهت هنر ترجمه خود مشهور شد. درام Mezepa از J. Slowacki، اپرای هالکای از Wolski – Moniuszko با ترجمه‌های مناسب و مهارت و غنای زبانی متمایز می‌شود. El paranaso de popoloj (6 اثر به زبان‌اصلی و ۱۱۰ ترجمه…

دنیای یک کودک
دنیای یک کودک

دنیای یک کودک

وقتی کودک خردسالی بودم و بالطبع بسیار ساده‌تر از این که امروز هستم، از اینکه در قرن بیستم و نه “در تاریخ” زندگی می‌کنم، بسیار سپاسگزار بودم. “در تاریخ” انسان‌ها احمق، وحشی و بدخو بودند، ولی اینک خوشبختانه همه‌ی حماقت‌ها، وحشیگری‌ها و بدی‌ها از دنیا رفته، و همه‌ی مسائل حل شده‌اند. انسان‌ها منطقی‌اند و اختلافات را بر اساس اصول اخلاقی حل می‌کنند. در تاریخ برده‌هایی وجود داشتند ولی خبث برده‌داری چنان بدیهی شد که…

ترانه: می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم
ترانه: می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم

ترانه: می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم

می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم آقای لودویک می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم با این ترانه می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم پزشک پیر می‌خواهم از تو سپاسگزاری کنم دکتر اسپرانتو به خاطر “قلب سبز” یولی* وسعتِ قلبِ کالومان** به خاطرِ کنگره…